سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
فرهنگ سرای پارسی (گسترش فرهنگ پارسی )

دانش، ره نماید و ارشاد کند و نجات بخشد و نادانی، گمراه کند و بیراهه برد و تباه گرداند . [امام علی علیه السلام]

پستچى:   مسعود کاظمی  

سپندارمذگان 3746 را به همه شادباش میگویم
دوشنبه 87 بهمن 28  11:35 عصر

سپندارمذگان 3746 را به همه شادباش میگویم

29 بهمن 1387 خورشیدی برابر با 5 اسپد 3746 زرتشتی سپندارمذگان را جشن خواهیم گرفت و والنتاین را تحریم می کنیم .

پس از این پس جشن های ایرانی را زنده کنید نه تقلید از جشنهای بیگانه !!! تنها سپندارمذگان نیست اما یکی از بهترین ها است

سپندارمذ روز از اسفندماه برابر با 5 اسفند در گاهشماری ایرانی

اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.

اوستا - یسنا 38 - بند 1

روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سال «اسفند» یا «سپندارمذ» نام دارد. این واژه که در اوستایی «سْپِنـْـتـَه آرمَئیتی»(Spenta-Armaiti) می باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته» یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری تشکیل شده است و معنی این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس است.
این واژه در پهلوی «سپندارمت»(
SpandArmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مردگیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران»(=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بکار رفته است.

یکی دیگر از نام های این جشن نیز، جشن «برزگران» یا «برزیگران» است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده است.

به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.

گردیزی نیز در کتاب زین الاخبار خود به واژه ی «مردگیران» اینگونه اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند.

هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می گیرند.

 

بن نوشت ها :

1. گاه شماری و جشن های ایران باستان - هاشم رضی
2. تاریخ نوروز و گاه شماری ایران - عبدالعظیم رضایی
3. ترجمه ی فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - اکبر دانا سرشت
4. جشن های ایرانی - پرویز رجبی
5. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
6. فرهنگ لغات مرحوم دهخدا
7. فرهنگ فارسی برهان قاطع


دیدگاه های شما()

پستچى:   مسعود کاظمی  

لینک بلاگ مستان ِ عاشق
دوشنبه 87 بهمن 28  11:35 عصر

با درود به همه ی هموندان

لینک زیر لینک بلاگ مستان ِ عاشق می باشد

برای تبادل لینک می توانید آن را در بلاگ خود قرار داده و به من بگوییدتا من هم لینک شما را در بلاگ خویش قرار دهم .

<a href="http://www.mastaneashegh.parsiblog.com/"><img src="http://photos-g.ll.facebook.com/photos-ll-snc1/v2135/167/89/1189076919/n1189076919_30074158_504.jpg" border="1" alt="mastaneashegh.parsiblog.comMaso"ud Kazemi, 09112775116 - 09371275689" /></a>

 

Email : mfelceuno@aol.com

mfelceuno@gmail.com


دیدگاه های شما()

پستچى:   مسعود کاظمی  

جهانی کردن جشن باستانی نوروز
دوشنبه 87 بهمن 28  11:34 عصر

برای جهانی سازی و ثبت جشن باستانی نوروز در سازمان ملل و بنیاد یونسکو به آدرس زیر می رویم و این آیین کهن ایرانی را جهانی می کنیم.

آدرس زیر را برای همه ایرانیان بفرستید تا همگی در جهانی شد نوروز و نام ایرانیان سهیم باشیم.

نوروز را جهانی کنیم            

http://www.petitiononline.com/Norouz/petition.html

Norouz - New Day on UN Calendars

 

 

نوروز


دیدگاه های شما()

پستچى:   مسعود کاظمی  

((نخستین شواهد اهلی کردن جانوران به دست انسان از گنج در? هرسین ک
دوشنبه 87 بهمن 28  11:34 عصر

این تصویر از منزلگاه اینترنتی موز? ملی تاریخ طبیعی اسمیثسونین برداشته شده است

این عکس هوایی ، جایگاه باستانی "گنج دره" در درة کرمانشاه را نشان می دهد که در دهة 1970 میلادی حفاری شده است . پژوهشهای جدید مؤید این است که در اینجا انسان برای نخستین بار بر روی کرة خاک به اهلی کردن احشام پرداخته است (این عکس را "برایان هس" از دانشگاه آلاباما در بیرمنگهام در اختیار گذاشته است ) .

 

 

          در حدود 10000 سال پیش رابط? انسان با یکی از جانوران پیرامونش به نحوی سرنوشت ساز دستخوش دگرگونی شد . این انسان کهن در بخشهای پراکنده ای از کوهستان بزرگ زاگرس ، از شمال شرقی عراق تا غرب ایران امروزی مسکن داشت . پژوهشهای دکتر "مِلیندا زِدِر1 "، رئیس بخش باستانشناسی دنیای کهن و باستانشناسی حیات وحش در موزه ملی تاریخ طبیعی2 ، و دکتر " برایان هِس3 " از دانشگاه آلاباما واقع در بیرمنگهام4 ( در ایالات متحد? آمریکا ) ، این نکته را  بر ما آشکار می کند که گروهی از انسانها که از دوران نئاندرتالها در منطق? زاگرس به شکار بز می پرداختند ، در آن برهه از زمان دیگر به گله داری و پرورش این حیوان رو آورده بودند . یافته های ایشان حاکی از یک تغییر تدریجی است که در پی آن تاثیری ماندگار هم بر گروه مردمان و هم بر زیست بوم منطقه برجای ماند ، منطقه ای که اکنون نیز زیستگاه طبیعی بزهای وحشی به شمار می آید . نتایج حاصل از پژوهشهای مذکور در شمار? مورخ 24 مارس سال 2000 نشری? "سایِنس5" به چاپ رسیده است .

باستانشناسان مدتها نتوانسته بودند بر سر شناسایی نخستین نمونه های اهلی کردن حیوانات و تعیین خاستگاه دامداری از میان سرزمینهای مختلف در سراسر دنیا ، از نواحی حاصلخیز شرق نزدیک گرفته تا منتها الیه آمریکای جنوبی به توافق برسند . آنها معمولاً اینگونه فرض می کردند که حیوانات اهلی نسبت به نسلهای قبلی یا نمونه های همزمان ولی وحشی خود جثه کوچکتری دارند . پژوهش تاز? "زدر" و "هس" این فرض را دست کم در مورد بزها که نخستین احشام اهلی شده به دست انسان دانسته می شوند ، زیر سؤال می برد که آیا کوچکتر شدن جثه را به راستی می توان به عنوان نشانه ای قابل اعتماد برای یافتن اولین شواهد اهلی کردن این حیوان دانست یا نه ؟ با مقایس? استخوان بندی بزهای امروزی اهلی و وحشی با یکدیگر و ثبت آمار جنسیت و سن آنها ، دکتر زدر به این نتیجه رسید که جنسیت ، اصلی ترین عامل موثر بر جث? حیوان است نه اهلی یا وحشی بودن آن . به علاوه او می توانست از وضعیت جوش خوردگی بخشهایی از بقایای استخوان بندی حیوان مرده به نتایجی در مورد سن آن به هنگام مرگ دست یابد . بنابراین توانست به الگویی برای چگونگی ذبح احشام در آن ایام بر اساس جنسیت آنها دست پیدا کند و بررسی این الگو ، روشی جایگزین و البته قابل اعتماد تر برای ردیابی جانوران اهلی شد? اولیه می باشد .

 

این تصویر از منزلگاه اینترنتی موز? ملی تاریخ طبیعی اسمیثسونین برداشته شده است

این تصویر نشان دهندة استخوانهای سم بز ( Capra Hircus ) است که در سکونتگاه ده هزارسالة گنج دره در کرمانشاه پیدا شده است که می توان با بررسی آنها دربارة خاستگاه اهلی کردن جانوران در منطقة جنوب غربی آسیا آگاهیهای تازه ای بدست آورد .

از روی اندازة استخوانهای بزهای وحشی امروزی می توان دانست که استخوان بزرگتر سمت راستی که قدمتی معادل 10000 سال دارد محتملاًمربوط به یک بز نر بوده ، و آن استخوان کوچکتر ازآن یک بز ماده . پایة جوش نخوردة سم بز نر یک نشانه بر روی استخوانهای این حیوان است که از کشته شدن آن پیش از رسیدن به سن بلوغ حکایت می کند . در حالیکه استخوان بز ماده جوش خورده و نشان از سن بیشتر آن در هنگام ذبح دارد . چنین روشی را امروزه گله داران به کار می برند و نرهای جوان را از دم تیغ می گذرانند اما کشتن ماده ها را به تاخیر می اندازند . (عکس از : "کارل هانسِن6" از "مؤسسة اسمیثسونیَن7")

 

اما مبنای قضاوت و فرضیات دکتر «زدر» چه بوده است ؟

 

او فرض را بر این گذاشت که یک شکارچی به دنبال شکارهای بزرگتر می گردد ؛ پس حیوان نر بالغ که با هربار شکار گوشت بیشتری نصیب او می کند ، برایش گزین? بهتری به حساب می آید ؛ اما در مقابل یک دامدار ( مانند دامداران امروزی ) به فکر ازدیاد و بزرگتر کردن گل? خویش است و احتمالاً بیشتر تمایل دارد که ماده ها را به همراه چندتایی حیوان نر ، برای بارور کردن آنها ، تا پس از سن بلوغ نگه دارد و نرهای دیگر را پیش از بلوغ ذبح کند و از گوشت آنها بهره مند شود . بنابراین با دو روش کشتار حیوانات نزد شکارگران و دامداران روبروایم که هرکدام نهایتاً باعث می شود در میان بقایای استخوانی جانوران ، درون کود? زباله های یک جایگاه باستانی که محل زندگی آن مردم بوده است ، الگوی مخصوصی قابل ردیابی باشد . بدین ترتیب می توان نشانه هایی از نخستین مراحل اهلی کردن حیوانات را در میان سوابق باستانشناختی شناسایی کرد که مربوط به زمانی پیش از بروز هرگونه تغییر محسوسی در جثه یا هیکل این جانوران اهلی شده می باشد .

 

با تکیه بر این روش تازه ، "زدر" و "هس" در جایگاه باستانی ده هزارسال? "گنج دره" در ارتفاعات کوهستان زاگرس نشان از روش کاملاً شناخته شد? گله داران امروزی در کشتن احشام یافتند ، روشی که در آن نرهای جوان را می کشند و ماده ها را برای مدت زمانی بیشتر نگه می دارند . پس از قدمت یابی دقیق بقایای استخوانهای حیوان ، نخستین هنگام اهلی کردن بز را در همین کوهستانها در منطقه ای واقع در میان گستر? طبیعی زیست این گون? جانوری دانستند . از آن دوران کهن حدود 500 تا 1000 سال که گذشت ، مردم به همراه بزهایشان به سوی زمینهای پست جنوبی به راه افتادند و این حیوان را به خارج از زیستگاه طبیعی اش حرکت دادند . گله داری و توسع? روشهای تولید غذا برای شکارچیان پیشین ، منابع غذایی قابل اعتمادی فراهم آورد تا بتوانند جمعیت خود را افزون تر کنند و به مناطق جدید کوچ نمایند .

 

این تصویر از منزلگاه اینترنتی موز? ملی تاریخ طبیعی اسمیثسونین برداشته شده است

این تصویر نقشة بخشی از جنوب غربی ایران را نشان می دهد که در آن چند جایگاه باستانی واقع شده که بر مبنای پژوهش تازه ، این جایگاه ها شاهد پیدایی دامداری کهن بوده اند . گنج دره ، در ارتفاعات لرستان ، که در دل زیستگاه طبیعی بزها قرار گرفته بوده ، کهن ترین شواهد قابل اطمینان از اهلی کردن این حیوان را به دست می دهد . در آن روزگاران دور مدت زمانی گذشت تا گروهی از آن مردم باستان به همراه احشام خود که دیگر کاملاً اهلی شده بودند ، به سوی زمینهای پست تر مجاور کوچ کنند و در جایی مانند "تپه علی کُش" امروزی ساکن شوند . در اینجا نیز شواهدی از اهلی کردن بزها بدست آمده است اما طبق تحقیقات جدیدی که در مؤسسة "اسمیثْسونیَن" انجام شده بقایای بدست آمده در تپة علی کش دست کم پانصد  سال جدید تر از گنج دره است . (نقشه تهیه شده توسط : "مارسیا بِیکری8" از مؤسسة اسمیثسونین )

 

به این ترتیب تغییراتی که انسان و زیست بومش هریک شاهد آن بودند ، ازجمله گسترش اقتصاد کشاورزی ، کاهش  تنوع زیستی ، و توسع? شهرها ، می رفت تا از آن به بعد دیگر به بخشی لاینفک از زندگی انسان بدل شود .

اگر اصول و روشی که دکتر زدر و دکتر هس به کار بردند ، دربار? شواهد مربوط به گونه های جانوری اهلی شده در سایر نقاط جهان نیز به کار ببندیم ، احتمالاً بتوانیم آگاهی های بیشتری درباره تغییر بنیادی نحو? زندگی انسان کهن کسب کنیم . انسانی که پیش از آن برای مدت بیش از یک میلیون سال ، شکارگری آذوقه جوی بود ، و در برهه ای از زمان به کشت زمین و دامداری روی آورد . این تغییر عمده در سراسر تاریخ زندگی بشر یکی از اساسی ترین تحولات به شمار می آید که بر مبنای آن می توان دوران نوین زندگی انسان را از دوران قدیم بازشناخت .

 

پی نوشتها :

1 - Dr. Melinda Zeder ؛

2 - National Museum of Natural History, Smithsonian Institution,Washington,DC,USA ؛

3 - Dr. Brian Hesse ؛

4 - University of Alabama at Birmingham, Birmingham, AL , USA ؛

5 -  Science Magazine ؛

6 - Carl Hansen ؛

7 -  Smithsonian Institution ؛

8 - Marcia Bakry .

برگرفته از : www.amordadgan.com


دیدگاه های شما()

پستچى:   مسعود کاظمی  

(( خاستگاه ایرانی سلسل? پالاوا )) بخش نخست
دوشنبه 87 بهمن 28  11:34 عصر

تبار ایرانی پالاوائیان و برخی دیگر از مردمان شبه قار? هند

 

 

 

          شواهد تاریخی، انسان شناختی و زبان شناختی جدید، بیانگر این است که سلسلة «پالاوا1» از تبار پارتیان بوده اند و نام ‹‹پالاوا››  نیز صورتی دیگر از واژة شناخته شدة سانسکریت «پَـهْلَـوَه2»     می باشد. دکتر ‹‹کارنِگی›› ، ‹‹پَهْلووَه3››ها را همان مردمی می داند که به زبان پهلوی4 سخن می گفته اند و پهلوی نیز از جمله زبانهایی است که در ایران بدان تکلم می شده است ( پس ایشان همانها یا گروهی از آنانی هستندکه در زبان فارسی «پهلویان» خوانده می شوند م. ) . دکتر ‹‹بولِر›› نیز می گوید که ‹‹پـَهْلَوَه›› و اصل ایرانی آن ، یعنی «پَـهْلَـوْ 5» ، صورت تغییریافتة «پَـرْثَـوَه6» هستند . باید به این نکته توجه نمود که در نسخه های متفاوت «پورانا7»ها ، در جایی از واژة «پَـهلَـوَه» و در جای دیگر برای نامیدن همان گروه از مردم از واژة «پالاوا» استفاده شده است . ‹‹پالاوا››ها آن دسته از ‹‹پَهلَوَه››ها یا پهلویان بوده اند که هم پیمان با «سَکَه8»ها ( یا ‹‹سَکا››ها ) و «کَـمـبُجَـه9»ها، به تدریج در طی سده های دوم و یکم پیش از میلاد به درون شبه قاره نفوذ کردند و در سده های نخستین مسیحیت در جنوب و جنوب غربی هند مسکن گزیدند . در «مَـرْکِـنْـدِیا پورانا10» که یکی از پوراناها می باشد و نیز در «بْـرْهَت سَـمْهیتا11 »، آشکارا شواهدی است مبنی بر اینکه سکونتگاههای پَهلَوَه ها و کمبُجَه ها در جنوب غرب هندوستان امروزی بوده است .

و. د. مَـهاجان، در کتاب «هند باستان» خود ( صفحة 630 ) نقل کرده است که پادشاه «قَـنّـوج12»، بنام «یَـسُوَرمَـن13» ( که در قرن هشتم میلادی سلطنت می کرده است )، با شاه «مَگَذَه14»نبرد کرد . شاه «وَنْگَه15» ( یا سرزمین قدیم بنگال م. ) را بکشت ، به سواحل شرقی دست یافت ، شاه «دَکَـن16» را شکست داد ، از کوهستان «مَـلَـیَـه17» گذشت (کوهستانی که به احتمال در جهت شرقی ناحیة «مَـلِـبار18» و در جنوب «مَیسور19» باشد ) ، به دریای جنوبی رسید و با «پارَسیکَه20»ها نبرد کرد. آنگاه از ساکنان کوهستان «گات21»های غربی باج ستاند و سپس به سوی شمال راه سپرد تا به کرانه های رودخانة «ناربادا22» رسید.

بر مبنای شاهدی که آمد، یک بخش از پهلوَه ها (یعنی «پارَسیکَه»ها یا «پَـرَسیکَه»ها ) نیز پیشتر و در حدود ربع نخست سده هشتم در نواحی جنوبی هند ساکن بوده اند . پس چنین به نظر می آید که پالاواهای شهر «کانچی23» در واقع شاخه ای از پهلویان ایرانی بوده اند؛ کسانی که در گذر زمان به کیش هندو در آمدند و پیرو آئین برهمنی شدند .

دانشمند فرانسوی ‹‹ ژرژ کُئِدِه24›› ، همچون خیلی های دیگر ، پالاواها را با ایرانیانِ پهلوی یکی می پندارد و همچنین نسبت نزدیکی میان پالاواهای کانچی و فرمانروایان ‹‹کمبوجَه25›› در کشور کامبوج قائل است. این نکته حاکی از آن است که برخی خاندان های متهور و ماجراجو از میان کمبُجَه های هندی (که متحدان پهلوه ها بودند )، از راه دریا به هندوچین رفته ، پادشاهی ‹‹کمبوجَه›› را در شمال «فونان26» و در حدود سده های پنجم و ششم میلادی پی ریخته بودند.

همچنین منابع زبان «سینهالا27»ی باستانی ، شواهدی از مراکز سکونت کمبُجَه ها با قدمتی تا اوایل سده سوم پیش از میلاد ، به دست می دهند .

    برگرفته از :     wwwamordadgan.com   


دیدگاه های شما()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
سپندارمذگان 3746 را به همه شادباش میگویم
لینک بلاگ مستان ِ عاشق
جهانی کردن جشن باستانی نوروز
((نخستین شواهد اهلی کردن جانوران به دست انسان از گنج در? هرسین ک
(( خاستگاه ایرانی سلسل? پالاوا )) بخش نخست
(( خاستگاه ایرانی سلسل? پالاوا )) بخش پایانی

mastaneashegh.parsiblog.comMaso'ud Kazemi, 09112775116 - 09371275689
>

دیدگاه شما ؟

اطلاع رسانی

نو اندیشى - دیدگاه آقای کبیر یکی از نو اندیشان ایرانی
معاونت پرورشی آموزش و پرورش گرگان
بلاگ شخصی مسعود کاظمى - 09112775116 - 09371275689

گاه شمار

سه شنبه 97 مهر 24

از ابتدا:   5792   بازدید

از امروز:   0   بازدید

روز قبل:   3   بازدید

فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[ Atom ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

شناختن من

فرهنگ سرای پارسی (گسترش فرهنگ پارسی )
مسعود کاظمی
من مسعود کاظمی هستم متولد مهرماه سال 1371 ساکن گرگان هستم و این بلاگ شخصی من است من علاقه به تاریخ و تمدن دارم و نسبت به زبان پارسی تعصب دارم و جشن های ایرانی را محترم می شمارم اگر کسی هم فکر من است می تواند با من از طریق ایمیل یا اس ام اس ارتباط برقرار کند شماره : 09112775116 - 09371275689 E-Mail : mfeliceuno@aol.com mfeliceuno@gmail.com mfeliceuno@live.com mfeliceuno@hotmail.com mfeliceuno@ymail.com mfeliceuno@pishromail.com

لوگوی خودم

فرهنگ سرای پارسی (گسترش فرهنگ پارسی )

حضور و غیاب

یــــاهـو

لوگوی دوستان


لینک دوستان

فرهنگسرا

آوای آشنا

اشتراک

 

طراح قالب

www.parsiblog.com
فرهنگ سرای پارسی (گسترش فرهنگ پارسی ) تنظیم برای صفحه خانگى